پرفسور  نوروز علی محمد اف شهید شد

در حالی که روزشماری می کردیم تا خبر آزادی نوروز علی محمد اف را به روی سایت  بیاوریم  خبر آمد  که نوروز علی محمد اف  شهید شده است پرفسور نوروز علی محمد اف که  در ۶۴ سالگی زمانی که می گفتیم میانسال است دستگیر شد و  آنقدر  شکنجه و ظلم دید که ما هم باورمان شد پیر شده و نوشتیم  پیر مرد را شکنجه می کنند و اکنون نا باورانه می نویسیم  پیر مرد شهید شد !  نوروز علی محمد اف  آرام رفت  همیشه آرام رفت  چون اعتقاد داشت این مدنیت و فرهنگ است که ملت تالش را زنده نگاه خواهد داشت  حتی در جریان تالش مغان نتوانستند به او  مانند دیگران انگ بزنند و او تنها کسی بود که بعد از کشتارها و دستگیری های سال ۹۳ که در ادامه نسل کشی ۱۰۰ ساله تالشان صورت می گرفت  توانست پرچم فرهنگ تالشان را  از خطر نابودی نجات دهد ،  مرکز مدنیت تالش را تاسیس کرد و صدای تالش را منتشر نمود. او آرام رفت و مشعل صدای تالش را بر افروخته نگاه داشت  پرفسور  نوروز علی محمد اف به جای گلوله کلمه را بر گزید کما اینکه آنانکه گلوله را نیز انتخاب کرده بودند  در عمل حاضر نشدند به روی آنها که هم وطن پنداشتنشان  شلیک کنند  اسلحه را زمین نهادند و تن به شکنجه ، زندان و تبعید دادند  این نرم خویی و صبر خصلت تالشان است  و البته تاریخ نشان داده که امان از روزی که صبرشان به سر آید و طغیان کنند ...

با این همه   نوروز علی  از همان ابتدا کلمه را بر گزید و  این کلمه هزاران واژه شد تا آن روز که لغت نامه بزرگ تالشی روسی ترکی اش را منتشر کرد و  هزاران  جوانه جاوید را در سرزمین حیات هویت و فرهنگ تالش را کاشت و  اینجا بود که  حکومت پان ترکیست و ضحاک صفت باکو  به خود لرزید به این فکر باطل افتاد که نوروز علی را بکشد پس دسیسه ای لازم بود  سفر نوروز علی محمد اف به ایران و شرکت در یک کنفرانس علمی  در مورد تمدن تالش دست آویزی شد برای تهمت زدن آنهم مضحک ترین تهمت  جاسوسی !؟!  جاسوسی چه چیز ؟ علم ؟جاسوسی لغت؟  این جاسوس چه چیز را به ایران تحویل داد ؟ آیا تدریس در دانشگاه باکو ، صدها مقاله زبان شناسی علمی و پژوهش در  مورد فرهنگ یک قوم  هزاران ساله  جاسوسی است؟  کجا و کی نوروز علی محمد اف جمله  ای  بر علیه دولتی و در حمایت از دولتی دیگر بر زبان آورد؟ جرم فرزند نوروز علی که از آلمان به آذربایجان باز گشت  تا پیگیر پرونده پدرش شود چه بود که پس از اندک زمانی و بعد از چند بار دستگیری  در حالی که در نهایت سلامت به آذربایجان باز گشته بود اعلام می کنند در ۳۷ سالگی  سکته قلبی کرده است جرم پسر دیگرش چیست که به دلیل پیگیری قانونی پرونده پدر چند بار دستگیر و مورد تهدید  مرگ قرار گرفته.

نوروز ما  روز به روز نحیف شد از ملاقات پزشکان با او ممانعت کردند  و به بررسی و درخواست شورای اروپا برای انتقال او به اروپا برای درمان وقعی ننهادند تا جایی که  یک دست و یک پایش در اثر تحمل بیماری گرسنگی و شکنجه فلج شد  و با لا خره  در آخرین روزها سلامش را به ملت تالش رساند و گفت آرزویی غیر از زنده ماندن این فرهنگ و هویت این مردمان نجیب و یکی ماندن ارواح ملتش ندارد  و درست است که مظلومانه مرد و  دور از دستان حسرتبار فرزندانش که اکنون صدها هزار نفرند و دور از خاک سرزمینش که هزاران نهال در آن کاشت  ودرست است که نتوانست بزرگداشت مقام شامخ علمی اش را ببیند و  درست است که آن غول پر قدرت توانست بر پیکر نحیف او غلبه کند و کشتن او را جشن بگیرد اما به عقیده من بسیار دیر توانستند او را شهید کنند!! چرا که  زمانی  او را  کشتند که کارش را کرده بود! لغت نامه تالشی اش اکنون در ایران ، اروپا مسکو و بلاروس و ... در دسترس همه هست ! اکنون نام و راه صدای تالش هست که خاموش ناشدنی است و  اگر روزی ذولفقار احمد زاده را در غربت سیبیری شهید کرند و نوروز علی محمد اف ها از دامنش بیرون آمد اکنون که هزاران نفر به او چشم دوخته بودند و خاموشی مظلومانه اش را تا آخرین ثانیه به نظاره نشستند یقینا  صدها  نوروز علی به و جود خواهند آمد بلی بسیار دیر او را شهید کردند چرا که آرام رفت و کارش را کرد!

چرا که نوروز  عجله ای ندارد آرام می رود اما به یقیین باز می گردد  این رسم هزاران ساله طبیعت جاری

ایران زمین است. 

نوروز می آید و آمدنش را

زمستان سوزان نمی تواند به تاخیر  بیاندازد .