به جرات میتوان گفت تالشستان یعنی منطقه ای که نیمی از آن در قفقاز و نیمی دیگر از آن تا رود سپید رود در استان گیلان ایران امتداد دارد مذهبی ترین منطقه ی تاثیر گذار در قفقاز است.در این منطقه بیش از ۷۰ درصد اهل تشییع و حدود ۳۰ درصد یا کمتر اهل تسنن هستند مناطق جنوبی تالشستان (منجیل و رودبار و امامزاده هاشم و سراوان و شفت و فومن و ماسال و شاندرمن اهل تشیع هستند ) بخشی از مناطق مرکزی تالش (بخشی از روستاهای رضوانشهرـ پره سر ـاسالم ـ) بدنه اصلی اهل تسنن تالش را تشکیل می دهند ) بعد از اسالم دوباره منطقه شیعی از تولارود و شهر تالش شروع میشود که تا آستارا اهل تشیع اند.شهرهای تالش نشین لنکران ماسالی و لیریک و...اهل تشیع اند. شهر آستارا در دوسوی مرز تعدادی روستای اهل تسنن دارد(مانند عنبران محله) و به غیر از اینها شهر عنبران در استان اردبیل نیز منطقه تالش زبانی است که سنی و شافعی مذهب هستند. بنابراین قسمت اعظم تالش شمالی نیز شیعه مذهب هستند. تالشها در تالش شمالی مذهبی ترین اقلیت جمهورری آذربایجان و کل قفقاز هستند.گفتنی است الله شکور پاشا زاده شیخ الاسلام سراسر قفقاز تالش است.همچنین مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی همانطور که از نامشان پیداست ریشه در لنکران دارند.همچنین فامیل جعفر اف که در مسکو حجه الاسلام شیعیان آذری و تالش و...است خود از تالشان تالش شمالی است. حتی جنبش ملی تالشان تالش شمالی یکی از اصول اصلی خود را بر حراست از اعتقادات دینی تالشان قرار داده است. و یکی از بزرگترین نقاط افتراق تالشان با دولت باکو مسائل مذهبی و پافشاری تالشان بر حفظ ارزشهای آیینی و مذهبی شان است که آنها را به شکل عمیقی با ایران و ایرانیت پیوند می دهد.همانطور که در نامه دردمندانه رهبر جنبش ملی تالشان شمالی دیدیم محدودیتهای مذهبی ای که برای تالشان شمالی ایجاد کرده اند از زخمها و دردهای این مردم است و انها نه تنها از نداشتن برق شبانه روزی و برخی از اولین امکانات زندگی ومحروم بودن از حقوق فرهنگی و زبانی اقلیتها رنج مبی برند حتی در بجا آوردن مناسک مذهبی نیز تحت فشارند. . از نظر زبانی مناطق تالش نشین ایران از فومنات تا هشتپر زبان تالشی را حفظ کرده اند . اما از هشتپر تا آستارا این زبان تنها در چکاد کوهها به زندگی ادامه می دهد و نقاط شهری غیر از لوندویل تسخیر زبان ترکی شده اند.در جمهوری آذربایجان نیز اهتمام تامی برای ریشه کن کردن زبان تالشی وجود دارد.اما این زبان هنوز در آستارا ماسالی و لنکران مقاومت می کند.اما متاسفانه در جمهوری آذربایجان که اندیشه دولت مرکزی بر پایه پان ترکیزم و بی دینی می چرخد همه چیز برای خرد کردن زبان و فرهنگ و مذهب ایرانی تالشان بسیج شده است. با این شمایی که از بافت زبانی و مذهبی تالشستان نشان دادم حالا می خواهم این سوال اساسی را مطرح کنم چه رابطه ای بین نفوذ و پیشروی زبان ترکی -زبان فارسی-و زبان تالشی با بافت مذهبی تالشستان تحقق آرمانهای ایران یا بالعکس نفوذ پان ترکیسم وجود دارد؟
بهتر است تعارف را کنار بگذاریم و واقع بینانه به مسائل و زوایایی که قدرتها با اشراف به این مسائل اتخاذ می کنند بپردازیم . آیا اسراییل و آمریکا و یهودیت برای تقویت زبان ترکی در کشور آذربایجان و مناطق ترکزبان ایران می کوشند یا زبان فارسی؟ پاسخ روشن است برای تقویت زبان ترکی می کوشند و ابتدا ودر سر چشمه فعلی این زبانها در کانونهای قدرت آذربایجان و ترکیه بذر صهیونیسم و سکولاریزم را که هردو ابزارهای سیاسی برای قبضه کردن جهان هستند را می پاشند و سپس با حمایت از این زبانها این اندیشه ها را در جامعه ترکزبان نهادینه می کنند و انصافا در کار خود استادند و با هجمه فرهنگی عظیم با صدها کانال ترکزبان که پیام آور فرهنگ برهنگی اند در حال پیشروی اند. .در این سوی نهادینه شدن زبان فارسی و فرهنگ ایران در سراسر مرزهای ایران و خارج این مرزهاست که می تواند ایرانیت را (در مفهومی پیوسته از فرهنگ آیین و مذهب) تقویت کند.آیا سکو لاریزم و صهیونیزم و پان ترکیزم در تالشستان در دوسوی مرز برای تقویت زبان ترکی می کوشد یا برای تقویت زبان تالشی؟ پاسخ روشن است: زبان ترکی.آیا ایران به عنوان قویترین نیروی خاور میانه برای تقویت زبان تالشی در تالشستان می کوشد یا زبان ترکی؟پاسخ روشن نیست!! این سوالی است که به نظر میرسد ایران در واکنش با آن کمی سر در گم است تنها اقدام عملی ایران پخش یک ساعت برنامه تالشی برون مرزی و نیم ساعت برنامه درون مرزی است که اگرچه اقدامی شایسته و در خور تحسین است اما واقعا کافی نیست برای رسیدن به اهداف امنیتی تعریف شده در چنین حوزه هایی.البته باز تاکید می کنم اکنون در مورد منطقه تالشستان صحبت می کنم و به هیچ وجه اعتقاد به کینه ورزی و نفی زبان ترکی و ... ندارم ومطمئنن هموطنان ترکزبانی که به امنیت ملی ایران می اندیشند با من هم عقیده اند .منطقه تالش منطقه ای استراتژیک در شمال ایران است که پان ترکیزم و نیروهای همسوی استراتژیکش برای آن برنامه ریزی کرده اند همیشه اول با نفوذ زبانی شروع کرده اند و بعد تملک ایدئولوژیک به دست آورده اند و بعد ادعای مالکیت ارضی کرده اند! خصوصا اینکه پان ترکیزم تالش را گلوگاه رسیدن به دریا می داند و رشته کوه تالش را سدی برای دست یازی مناطق ترکزبان ایران به دریا و قوم تالش را بلایی در این راه! و تنها راه را فتح فرهنگی می دانند همانطور که آرتاویل تالشان( اردبیل) فتح کردند و گردنه حیران در کوههای تالش را و سوولون( سبلان) را اکنون سمبل زیبایی آذربایجان می دانند می خواهند گردنه الماس را هم فتح کنند و الی آخر.... در این میان در وضعیت کنونی که منطقه تالش بیخ گوش باکو است و کانالهای بسیاری در این گوش لالایی اندیشه های لاییک و یهودی را با زبان ترکی می خوانند.و آستارای ایران کانالهای ترکی را به راحتی می گیرد و خواهی نخواهی تحت تاثیر این هجمه فرهنگی قرار خواهد گرفت.ایران چه برنامه ای برای جلوگیری از این پیشروی ها دارد؟ جالب است که تالشان شمالی از آستارای آذربایجان تا رود کورا با اکثریت شیعی در حال مبارزه برای حفظ زبان و فرهنگ و مذهبشان هستند. اما تالشان منطقه هشتپر تا آستارای ایران در حالت کمای فرهنگی و زبانی به سر می برند گویا زبان ترکی کم کم همچون داروی بیهوشی به رگان این منطقه شیعه تزریق می شود و سپس ایدئو لوژی های از ایستگاه باکو آمده در جانش جاری میشود و بعد ادعای مالکیت ارضی که گفتیم! در واقع زبان ترکی ارتباط زبانی تالش ایران با تالش ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان) را قطع کرده است.و این زبان و فرهنگ و مذهب را در تالش شمالی محاصره کرده است.مسلما آموزش عمومی زبان فارسی و شبکه های سراسری ایران در نهادینه کردن زبان ملی مان موثرند.اما این برای حفظ امنیت ایران و حتی مبارزه ایدئولوژیک در منطقه تالش و تالشستان کافی نیست.چرا که حتی اگر تمام مناطق تالش ایران تا آستارا تحت پوشش کامل زبان فارسی قرار بگیرد باز ارتباط زبانی ایران با قفقازدر دو سوی مرز قطع است و باید از طریق زبان ترکی( ابزار فعلی پان ترکیزم و سکولاریزم در منطقه) صورت پذیرد! چرا که تقریبا در طول دو قرن بعد از ترکمنچای و خصوصا دو دهه ی پان ترکیستی اخیر استالینیزم و پان ترکیزم موفق شده اند! زبان فارسی را در آذربایجان ریشه کن کنند و تنها زبانهای ایرانی ای همچون تالشی توانسته اند هنوز دوام بیاورند و ریشه پیوندی باشند برای اقوام قفقاز با ایران. در این شرایط اسفبار است که زیر ان منطقه یعنی از آستارا تا هشتپر را زبان ترکی در همان دویست سال و در همین سی سال بعد از انقلاب کبیر ایران قبضه کند و نیروی جدی ای با نفوذ آن به باقی مناطق تالش مبارزه نکند.البته تلاشهای فرهنگی تالشان در اینسوی مرز را با آزادی های نشر و... نباید نادیده گرفت ولی در میدان مبارزه ای چنین بزرگ واقعا این تلاشهای با ارزش تنها تلنگری برای بیداری است.و اگر این تلنگر برای بیداری کافی نباشد گمان می رود ماهی های دریای خزر هم ترکزبان و مبلغ پان ترکیزم و صهیونیزم شوند.ایران باید تنها راه پیوند زبانی این دو قسمت تالش شمالی و آستارا تا هشتپر که در مرز خودمان واکثرا شیعه مذهب اند را یعنی تقویت زبان تالشی را جدی بگیرد. زبان تالشی است که ابتدا پیوند را بین ایران با تالشان قفقاز و سپس پیوندهای مذهبی و فرهنگی را تقویت می کند.و بعد ادعای به حق مرزی ایران را در مورد ۱۷ شهر قفقاز بیشتر قابل پیگیری می سازد.ما که درون مرزهای خودمان حداقل آزادیم مواضعمان را تثبیت کنیم پس ایجاد صدا و سیمای تالشی زبان و زوم فرهنگی روی این منطقه استرا تژیک و باز هم تاکید می کنیم ۱۰۰ کیلومتر ویژه هشتپر تا آستار ساحل مرزی خزر که حلقه اتصال و پاشنه آشیل ماست می تواند تاثیر بزرگی در بقای فرهنگی مذهبی و امنیت ملی مان داشته باشد.
