نامه علي اكرم همت زاده(همت اف) خطاب به ملت و حاکمیت ايران
ملتت امروز از تو کمک مي خواهد ، ايران!
بسم الرحمن الرحمن الرحيم
سرنوشت اينگونه رقم زده است که بخشي جدايي ناپذير از دولت قدرتمند ايران ، و خلق تالش به عنوان يکي از خلقهاي ساکن در سرزمين ايران ، تقريبا به مدتي نزديک به 200 سال ، در نتيجه خيانت سلسله قاجار که در قرن 19 سلطنت ايران را به دست آورده بود، با سيم خاردار به دو نيم تقسيم شد. در تمامي اين مدت ، تالش ها با تبعيض قومي – ملي بي سابقه اي مواجه شدند ، بويژه پس از اعلام استقلال آذربايجان طي 17 سال اخير تقريبا با خطر محو شدن از صحنه تاريخ مواجه شده اند. حاکميت کنوني آذربايجان که ترک گرايي را به سطح ايدئولوژي دولتي ارتقاء داده است ، عليه تاريخ ، فرهنگ ، دين ، معنويات و فولکلور ملت تالش ، و عليه امروز و فرداي اين ملت ، وارد جنگي بي رحمانه شده است، محو اين ملت را به عنوان هدف خود انتخاب کرده است. در کتب درسي اين کشور ، نام " تالش" بطور کل حذف شده است. نمونه هاي فرهنگ و هنر خلق تالش که اين ملت آن را به همراه ساير خلقهاي ايران طي هزاران سال پديد آورده است ، با بي حيايي بي نظيري متعلق به سايرين اعلام شده است. ما از تاريخ خود ، از فرهنگ خود ، از عادات و سنن خود محروم شده ايم! اين خلق حتي در مقابل سرکوبهاي رژيم کمونيستي ، دين برحق خداوند و فرهنگ اسلامي خود را حفظ کرده بود. اما امروز حکومت با اهداف از پيش تعيين شده ، مذاهب و طريقتهاي مختلفي را در اراضي محل سکونت اين خلق رواج مي دهد و با اين کار نيز مي خواهد فرهنگ و دينمان را از دستمان بگيرد.اين حکومت نه تنها دشمن ملت تالش ، بلکه بطور کل دشمن ايران است. تصادفي نيست که بسياري از بلايايي که برسر ملت تالش آورده مي شود، مربوط به اين است که اين ملت بخشي از ملت و تمدن ايران است. بگونه اي که حکومت کنوني آذربايجان که از روزهاي نخست اعلام استقلال ، تجزيه ايران و الحاق بخشي از آن به خود را هدف قرار داده است، بسياري از ظلم و فشارهاي اين حکومت عليه ما نيز با وفاداري و محبت قوي موجود در قلب تالشها به ايران مربوط است. بگونه اي که مقامات حکومت ، تمامي کساني را که در راه دفاع از حقوق ملت تالش تلاش مي کنند، به جاسوسي براي ايران متهم مي کنند و آنها را سرکوب مي کنند. اين حکومت بي دين و ايمان و فاقد معنويت ، نه تنها هيچ قانوني ، حتي خالق را نمي خواهد به رسميت بشناسد و ما تالشها را همچنين بخاطر وفاداري به دين اسلام متهم مي کند.با گذشت سالها ، اين حکومت افسارگسيخته تر مي شود و هيچ اصل و قاعده حقوق بين الملل و حقوق اعطاشده از طرف خداوند را نيز نمي خواهد به رسميت بشناسد. به عنوان شاهد مثال اين مطالب ، حکم صادرشده در 24 ژوئن عليه روشنفکر برجسته تالش در اين جمهوري ، عالم زبان شناس ، معاون مرکز فرهنگي تالش در اين جمهوري و سردبير نشريه قديم الانتشار " توليشي صدو" در اين جمهوري است. بدون هيچ سند ومدرکي ، فقط براساس دروغها و بهتانهاي يک بيمار رواني بنام المان قلي اف ، نوروزعلي محمداف ظاهرا به "جاسوسي به نفع ايران" متهم و به مدت 10 سال از آزادي محروم شد. بي حيايي به آن حد رسيدهاست که اين حکم نه تنها بدور از چشم نمايندگان جامعه ، حتي بدون حضور وکيل نوروزعلي محمداف و در شرايطي کاملا مخفيانه قرائت شد! آيا اين اقدام به معناي رجز خواندن آذربايجان به کل دنيا نيست؟ ماتالشها از کل دنيا و در وهله نخست از وطن تاريخي خود ايران و رهبري آن ، ياري به ملت خود (تالشها) و جلوگيري از محو شدن آن را خواهانيم. ما فکر مي کنيم که اگر مسئولان ايران بي اعتنايي نمي کردند و با اين حکومت بي دين و ايمان ( آذربايجان) دوستي و همکاري نمي کردند، حکومت آذربايجان نمي توانست اين کار را انجام دهد. همکاري دولت مبارک ايران با حکومتي که شهروندان خود را با روحيه نفرت از ايران تربيت مي کند و تقريبا هر روز با "دستگيري جاسوسان ايران" مشغول است، را چگونه ارزيابي کنيم؟ از کدام دوستي و همکاري دولت مبارک ايران با اين رژيم کافر که در ظاهرا خود را مسلمان مي نامد، اما در حقيقت دشمن اسلام است، مي توان سخن گفت؟ما تالشها افتخار مي کنيم که ريشه مان ايراني است و خودمان را از ايران و وطن تاريخي مان نمي توانيم جدا تصور کنيم. برغم همه تعقيبهاوسرکوبها ،محبت به ايران در دلهاي ما ابدي است. اما جاي تاسف دارد که چنين محبتي را از طرف حکومت ايران در قبال خودمان مشاهده و احساس نمي کنيم. با درنظر گرفتن تمامي اينها ، ما امروز مملکت ايران و حکومت آن را به دفاع از ملت تالش و ريش سفيد اين ملت ، نوروزعلي محمداف فرا مي خواهيم.
ملتت امروز تورا به کمک فرا مي خواند، ايران!
رهبرجنبش ملي تالش
علي اکرم همت زاده -هلند
نسل کشی فرهنگی و هویتی تالشها
توسط رژیم باکو
10 سال زندان براي دانشمند و روزنامهنگار تالش
حدود يك سال پيش، براي نخستين بار در ايران شمالي نشريهاي به نام «تالش صدو» (صداي تالش) به زبان تالشي منتشر شد...
تالشي زبانها كه حدود يك ميليون نفر از جمعيت ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) را تشكيل ميدهند و در مناطق هم مرز با، ايران از جمله (آستارا، لنكران، جليلآباد، ماساللي، سليان و ...) ساكن هستند، طي 15 سال گذشته و بعد از سقوط « حكومت دمكراتيك تالش ـ مغان» به رهبري ژنرال « علياكرام همتاف» در سال 1372 كه با حمله نيروهاي حكومت باكو اتفاق افتاد، از داشتن هرگونه نشريه، برنامة راديويي ـ تلويزيوني، انتشار كتاب به زبان تالشي و ديگر حقوق عادي فرهنگي محروم هستند. انتشار نشريه « صداي تالش» در سال گذشته، اين گمان را تقويت ميكرد كه دولت باكو گويي سياستهاي شوونيستي و پانآذريستي خود را اندكي تعديل كرده است. « صداي تالش» نشريهاي غيرسياسي و ادبي و مندرجات آن دربارة شعر و ادبيات و زبان تالش بود و اين نيز حاكي از آن بود كه فعالان فرهنگي تالش به دنبال اهداف سياسي و درگيري با حكومت نيستند. نخستين شمارة « صداي تالش» به سردبيري «نوروز علي محمداف» دانشمند معروف تالش و مدير سابق گروه دانشكده زبانشناسي آكادمي علوم باكو منتشر شد. هنوز چند روزي از انتشار اين نشرية فرهنگي ـ ادبي نگذشته بود كه در نيمه شبي، دژخيمان امنيتي به دفتر « صداي تالش» و خانههاي كاركنان اين نشريه از جمله سردبير دانشمند آن هجوم بردند. برخي از اعضاي هيأت تحريريه نشريه نيز در خيابانهاي باكو توسط افراد ناشناس ( مأموران امنيتي) مضروب و مجروح شدند.
بدين گونه نشريه « صداي تالش » تعطيل شد و مطبوعات وابسته به رژيم باكو به نقل از مقامات اعلام كردند كه نشريه « صداي تالش» به علت وابستگي به خارج و دريافت 300 دلار كمك مالي از يك استاد دانشگاه تالشي زبان در رشت تعطيل شده است.
سردبير دانشمند صداي تالش و برخي از اعضاي تحريريه از جمله المانقلياف زنداني شدند. فشارهاي امنيتي بر خانوادههاي زندانياني كه جرم آنها انتشار يك شماره نشريه حاوي شعر و مطالب ادبي به زبان تالشي بود، افزايش يافت. چنانكه «كامران محمداف» فرزند نوروز علي به طرز مشكوكي در چهل سالگي درگذشت. منابع رسمي باكو اعلام كردند كه كامران به علت بيماري قلبي درگذشته است. اما منابع غيررسمي گفتند، وي بر اثر فشارهاي روزافزون و دستگاه امنيتي و احتمالاً طي نقشهاي از پيش تعيين شده كشته شده است.
در تاريخ 4/4/1387، محاكمه نمايشي نوروز عليمحمداف و ائلمان قلياف (كارمند و پژوهشگر تالش زبان آكادمي علوم) در بيدادگاه جرايم سنگين باكو برگزار شد. اگر چه غيرعلني بودن بيدادگاه، اعلام نشده بود، اما از ورود خبرنگاران به جلسه جلوگيري شد. بنابه اخبار رسيده، در جلسة بيدادگاه ، دانشمند تالش و ائلمانقلياف اعلام كردند كه جرم آنها انتشار يك شماره نشريه به زبان تالشي است و اين از نظر رژيم باكو جرم محسوب ميشود.
اگرچه قبلا مقامات باكو اعلام كرده بودند كه دانشمند تالش براي انتشار نشريه سيصد دلار از يك همزبان ايراني خود دريافت كرده است، اما در بی دادگاه اين گونه اتهامات و از جمله وابستگي به خارج اصلاً مطرح نشد، زيرا هيچگونه سند و مدركي دربارة اين اتهام ساختگي وجود نداشت. بيدادگاه رژيم باكو در نهايت براساس مفاد ماده 276 (خيانت به دولت!) و ماده 283 ( ايجاد دشمني ملي، نژادي و ديني) قانون كيفري رژيم باكو، نوروز عليمحمداف را به 10 سال و ائلمانقلياف را به 6 سال زندان محكوم كرد! البته در بيدادگاه هرگز اعلام نشد كه اين دو روزنامهنگار برجستة تالش چه خيانتي در حق دولت انجام دادهاند و يا چگونه به ايجاد دشمني ديني بين مردم پرداختهاند. در حالي كه هيچ يك از آنها فعاليت ديني نداشتهاند.
از نظر رژيم باكو، انتشار نشريه به زبان تالشي موجب ايجاد دشمني ملي و نژادي و ديني بين مردم ميشود! طبق سياستهاي شوونيستي رژيم باكو، اقوام ساكن در ايران شمالي مانند تالشها و لزگها از ابتداييترين حقوق فرهنگي مانند داشتن برنامه راديويي و تلويزيوني، حق انتشار نشريه و كتاب، حق داشتن مؤسسات فرهنگي و ... محروم هستند. طبق سياست شوونيستي رژيم باكو، زبان تالشي بايستي به طور كامل از بين برود و قومي تاريخي به نام قوم تالش بايستي محو و نابود شود، چرا كه زبان اين قوم كهن، شاخهاي از زبانهاي ايراني و نزديك به زبان فارسي است و عملاً نشانهاي انكارناپذير از ايراني بودند سرزميني است كه اين قوم در آن زندگي ميكنند.
به نقل از سایت ایران شمالی
